به اجبار عکاس میخندم... وگرنه من کجا و خنده کجا!؟!
۹۲/۱۲/۱۷

peydash kadam ama khodesh nabud:(

+ تاریخ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت 13:16 نویسنده ashofteh |

 

۹۲/۲۰/۱۸  ۲۰:۰۰

yani lanat be harchi moaleme marize mardom azare...man riazimo inghad tooop dadam hala shimi ro kamtar az riazi sham naaaaaaaaaa in ensaf niiii

۹۲/۱۰/۵تولدم مبارررررکککک ...کادوفراموش نشه....راستی بچه ها هرروزراس ساعت۱۵:۲۵بزنیدشبکه ۲اهنگ موردعلاقه منوپخش میکنه ...خییییلی توپه

 

.....................................................................

I let it fall, my heart

And as it fell, you rose to claim it

It was dark and I was over

Until you saved me

My hands, they're strong

But my knees were far too weak

To stand in your arms

Without falling to your feet

.
.
.

خدایــــــــــــا التمـــــــــــاست مــــــی کنـــــــــم
                          همــــــه دنیــــــــــایـــــــت ارزانــــــــــیِ دیگــــــــــــران !
                          ولــــــــــــــــی ;
                          آنــکـــــــــــه دنـیــــــــــایِ من اســــــــــت…..
                          مـــــــــــــــــــــالِ دیــگـــــــــــری نبــــــــــاشـــد ….. !!مخاطب خاص{...}

http://s3.picofile.com/file/7839171933/dtgs5fyhl0qpfgee0z.jpg 

چگونه درگیرت نباشم رفیق.
.
.
وقتی که "فندک" یادگاریت سیگاریم کرد..

 

سکوت بر روي لبهايم اشيانه کرده و خواب از چشمانم رخت بر بسته...

نمي دانم عاشقم يا که عارف...

مستم يا که هوشيار...

خوابم يا که بيدار...

 من تو را دوست دارم...

    ولي انگار...

......................

خدایا …

دلم همراهی می خواهد از جنس خودت!

نزدیـــک؛

بی خطــــر،

بخشــــنده…

بی منّـــــــــــــــــت … !

 
+ تاریخ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ساعت 20:33 نویسنده ashofteh |

صلواتابه نیت اقاامام زمانمونه بفرستین پیلیز

هیچکس همراه نیست...تنهای اول

........................................

خصوصی ممنوع/کپی ازاد۹۱/۱۲/۱۵

 k.a

 

...................

به یادشلمچه...هه

 

+ تاریخ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ساعت 14:8 نویسنده ashofteh |

 

اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد

از هر جای دنیا چمدان کوچکم را می‌بندم راه می‌افتم

ایستگاه به ایستگاه…

مرز به مرز…

پیدایت می‌کنم ، کنارت می‌نشینم

بهت میگم تا بی نهایت دوستت دارم…(شاید)

.................

کــاش تــوی ایــن جــاده یه تابلــو نصــب میکــردن

واســه دلخــوشــیم…!!

“” تــــــــو “”

دو کیــــلومــــتر…!

.......................

خنده ام میگیرد…

 

از اینکه…

 

هنوز بهت فکر میکنم…

 

خدایا کمکم کن…

 

خسته شده ام…

 

وقتی مال من نیست…

 

چرا تو فکرمه…!!!

+ تاریخ پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 22:59 نویسنده ashofteh |

متن اهنگ someone like youاز adele (خیلی توپه دوسش دارم اشکمو راحت در میاره) 

 

—–

I heard that your settled down

شنیدم که یه جایی رو واسه موندن پیدا کردی

That you found a girl and your married now

اینکه با دختری آشنا شدی و حالا دیگه با هم ازدواج کردین

I heard that your dreams came true

شنیدم رویاهات به حقیقت پیوستن

Guess she gave you things I didn’t give to you

حدس میزنم چیزایی رو بهت داده که من هیچوقت بهت ندادم

 Old friend, why are you so shy

دوست قدیمی چرا اینقدر خجالت میکشی؟

It ain’t like you to hold back or hide from the lie

اصلا بهت نمیاد بخوای عقب بکشی یا از دروغ مخفی بشی

I hate to turn up out of the blue uninvited

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم سرزده و ناگهانی وارد بشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it

اما نمیتونستم دور بایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیرکنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…

That for me, it isn’t over

این پایان کارِ من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah.

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه،آره

You’d know how the time flies.

باید میدونستی زمان چطور میگذره

Only yesterday was the time of our lives.

همین دیروز بود که شروع به زندگی کردیم

We were born and raised in a summery haze.

پا به این دنیا گذاشتیم و در یک غبار تابستانی رشد کردیم

Bound by the surprise of our glory days.

که با شکوه و حیرت روزهای زندگیمونه آمیخته شده

I hate to turn up out of the blue uninvited,

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، سرزده و ناگهانی وارد بشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it.

اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیر هم کنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded,

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…

That for me, it isn’t over yet.

این پایان کاره من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nothing compares, no worries or cares.

هیچ چیز قابل قیاسی،.نگران کننده ای یا چیزی که بخوای مراقبش باشی دیگه نیست

Regret’s and mistakes they’re memories made.

اشتباهات و پشیمونی ها، اینا ساخته های ذهنن

؟Who would have known how bittersweet this would taste

کی میتونست بفهمه که چطور میتونه انقدر تلخ و شیرین باشه

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم  یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه،آره

................


...................

 

همه مرا

به خنده های با صدا می شناسن

این بالش بیچاره ام اما…

به گریه های بی صدا…

 

 

خیالت راحــتـــــــــــــ…
شکسته ها نفرین هم ب کننـــــــــــــــــد ،
گیرا نیـــــــــــــ ست…!
نفــــــــــــــــرین ،
ته دل می خواهــــــــــد
دل شکسته هم که دیــــــــگر
ســـــــــر و ته نــــــــدارد…
 
 
حماقت چیست…؟
این که من…
تو را…
با تمام بدی هایی که در حقم میکنی…!!
هنوز…
دوست دارم
 
 

تازه فهمیدم چرا پشت سر مرده ها آب نمی ریزند


چون این دنیا ارزش برگشتن ندارد …!

 

عازم یک سفــــــــــــــرم

سفری دور به جایی نزدیـــــــــــــک

سفری از خود من به خــــــــــــــــــــــــــــودم

مدتی است نگاهم به تماشای خداســـــــــــــــــــــت

 

وقتی عشق در زد زود باز نکنید

بعضی ها مثل بچه ها زنگ میزنند و فرار میکنند

............

هی روزگار من به درک...

خودت خسته نشدی از دیدن تصویر تکراری درد کشیدن من

 

خدایا امشب خیلی خسته ام….

 

فردا صبح بیدارم نکن

 

 

معشوقـــــــــــــه ای پیـــــــــــدا کـــــــــــرده ام به نـــــــــــام روزگــــــــــــار !!!!

ایــــــــــــن روزهــــــــــــا سخـــــــــــت مرا درآغــــــــــــوش خــــــــــویش

به بـــــــــــازی گــــــــــــرفته اســـــــــــت !!!

 
 
542
+ تاریخ دوشنبه نهم مرداد 1391 ساعت 14:30 نویسنده ashofteh |

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد...

وسعت تنهاییم را حس نکرد...

در میان خنده های تلخ من...

گریه پنهانیم را حس نکرد...

در هجوم لحظه های بی کسی...

درد بی کس ماندنم را حس نکرد...

آن که با آغاز من مانوس بود...

لحظه پایانی ام را حس نکرد...

.....................

آه ای مطلع صبح کاش میشد که دل خسته من

زندگی را ز نو آغاز کند چشم دیگربه جهان باز کند

دل نگنجد به برم سینه تنگ است ای دریغا قفس است

کاش می شد که رهی باز کند بگشاید پر و پرواز کند

ای پرستوها ای چلچله ها کاش میشد به همراه شما

بروم تا لب دشت بروم سوی بهشت

خالی از حسرت و ناکامی ها بی سرانجامی ها

درو از این چهره های همه آلوده به رنگ رنگ پاکی و صفا

و به باطن دلها همه سرد همه خاموش و سیاه سینه ها همه لبریز ریا

آه ای سنگ صبور کاش در دل من صبر تو بود

کاش میشد که تحمل کنم این مردم را

زندگی چیست مگر؟

زندگی زندان است زندگی خیمه شب بازی بس مسخره ایست

دردل یک زندان

آه بازیچه شدن چه غم جانکاهیست.....

..................

خيلي وقته گم شدم باز.

دلم به اندازه ي يه دنيا از همه خسته شده. به اندازه ي همه ي دلتنگيام خستم.

كي تموم ميشه...؟؟؟

روز آخر از ته دل مي خندم به اين دنياي لعنتي.

خسته ام ...

از این زندگی خسته ام .

از این پنجره ها خسته ام .

دیگر حتی از خوب بودن هم خسته ام

خسته از تمام ایمان به پاکی و صداقت دروغینت

خسته ام ؛ خسته از شنیدن صدای غریبه ای که

زندگی مرا جهنم کرد

خسته از تمام خستگی هایم

خسته ام ، از خودم

..........

خــســـــــــتـه ام ..

از ایــن زنــدان کـه نــامــش زنـــدگــیسـت

پــــس قشنــگی های دنیــا دســت کیــست

باخـتم در عـشق امــا بــاخــتن تـقـدیر نیـست

سـاختم با درد تنـهایـی مگـر تقـدیـر چــیست

............

خسته ام از زندگی از سوز و ساز

خسته ام از سوز درد انتظار

و چه دنیای پر از شور و شریست

مردمانش را نقاب دیگریست

عشق می دزدی خرابت می کنند

دوست می داری جوابت می کنند

خسته ام .......

 

+ تاریخ یکشنبه یازدهم تیر 1391 ساعت 17:9 نویسنده ashofteh |

 عکس   اشعار احساسی عاطفی عشقی

خدا ما رو برای هم نمی‌خواست .. فقط می‌خواست همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه‌ی ما مال ما نیست .. فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم

تموم لحظه های این تب تلخ .. خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی‌خواست .. خودت دیدی دعامون بی‌اثر بود

چه سخته مال هم باشیم و بی‌هم .. می‌بینم میری و می‌بینی میرم
تو وقتی هستی اما دوری از من .. نه میشه زنده باشم نه بمیرم

نمیگم دلخور از تقدیرم اما .. تو میدونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می‌رسیدیم .. داره رو دست ما می‌میره
این عشق

+ تاریخ پنجشنبه هشتم تیر 1391 ساعت 21:37 نویسنده ashofteh |

   


   ....................                                   

بی تو من موندم و رویا
خسته از تموم دنیا
یه دل تنگ شکسته
دو تا چشم خیس خسته
روزا تب دار شبا بیدار
یه تن خسته بیمار
مثه یه مرده سر دار
از خودم از همه بیزار
له له لحظه دیدار
بینمون دیوارو دیوار

                              .........

 چشاتو وا نکن اینجا ، هیچ چی دیدن نداره

صدای ِ سکوت ِ لحظه ها ، شنیدن نـداره
توی آسمونی که کرکسا پرواز می‌کنن
دیگه هیچ شاپرکی ، حس ِ پریدن نداره
دستای نجیب ِ باغچه ، خیلی وقته خالیه
… از تو گلدون ، گلای کاغذی چیدن نداره
بذا باد بیاد ، تموم ِ دنیا زیر و رو بشه
قلبای آهنی که ، دیگه تپیدن نداره
خیلی وقته ، قصه ی اسب ِ سفید ، کهنه شده
وقتی که آخر ِ جاده‌ها رسیدن نداره
نقض ِ قانون ِ آدم‌بزرگا جـُرمه ، عزیزم
چشاتو وا نکن ، اینجا هیچ چی دیدن نداره

                                               .........................

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟

 عکس   عکس های عاشقانه – شهریور 90

+ تاریخ یکشنبه چهارم تیر 1391 ساعت 22:51 نویسنده ashofteh |

 

 

 

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 

غضنفر ماشینش تو برف گیر میکنه

زنجیر نداشته ، سینه میزنه !!!

بهترین مدرک دروغ بودن قصه ها چیه ؟

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

شاهزاده افسانه ای همیشه خوش تیپ و باهوش و پولدار و مجرده !

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

              

غضنفر به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ غضنفر می گه : آره ، تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما !

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

                            .....................................

به غضنفر میگن اذون بگو … میگه والا چی بگم همه چی از یه نگاه شروع شد !

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

.................................................

+ تاریخ پنجشنبه یکم تیر 1391 ساعت 20:4 نویسنده ashofteh |

خخخخخکجا؟!ترسیدی؟!نترس بابا برگرد/قول میدم

کاریت نداشته باشم

.........................

نیـازمـندی هـا...
فـــوری...!!!
بـه یـک دلـیل ِ خـوب بـرای ِ زنـدگـی کـردن نیـازمـندم ... !


=((

چرا مدتیست مشترک مورد نظر خاموش است؟
کسی چــه میــداند امــروز چنــد بار فــرو ریختــمــ ..
از دیدنــ کسی کــه ،

تنهــا لبــاسش شبیــه به " تـ
 

              

دردودل امیر تتلوباطرفدارش(تتلوخیلی دوس دالم :))

manba:http://tataloovstome.blogfa.com/

 

امیر تتلو:

خوب یکم درد‌و دل‌ دارم تا آخرش بشینید بخونید لطفا ... روز جمعه که می‌شه دلم بدجوری میگیره یاد آلبومی می‌‌افتم که چند سال زحمتشو کشیدم(زیر همکف) شب و روزمو گذاشتم پاش اونوقت خیلی‌ راحت شرکت EMA و آقای احسان آذیش پولشو بالا کشید یه قرونشم نداد...یاد داداشی می‌‌افتم که چندین سال زحمتشو کشیدم تا بشه یه خواننده‌ قوی همه چیزو یادش دادم وقتی‌ به هدفش رسید دیگه حال منم نمی‌پرسه ... یاد رفیقی می‌‌افتم که غمو غصه هاش واسه من بود سگ دوش و تبلیغاتش پای من بود بعد تا شد کارگردان و معروف شد مارو یادش رفت... یاد اون کسائی میفتم که با آهنگات تو غمشون گریه می‌کنن تو شادیشون میرقصن بعد که یه جا میبیننت میان میگن تو اسمت چی‌ بود ؟؟؟؟ یاد اون روزایی می‌‌افتم که واقعا پول نداشتم پیشنهاد میشد برم تو عروسی‌ بخونم ولی‌ با بی‌ پولی‌ میساختم و نمی‌رفتم بعد میومدم میدیدم زیر عکسم کامنت گذاشتن خالتور ... یاد رفیقأیی میفتم که فقط دنبال اینن که باهات عکس بگیرن بزارن تو صفحهٔ فیس بوک ... یاد کنسرتی می‌‌افتم که خواننده‌ پیشکسوتمون عوض اینکه بیاد کمک کنه به من که تازه داشتم پا می‌گرفتم اومد گفت عکس این بچه قرتی و پاک کنین وگرنه من نمی‌خونم ...یاد دوبی‌ میفتم و غربتو تنهأییو گرماش و اتفاقهای بعد از برگشتن به ایران و یاد زندان.... یاد بابا میفتم که رفت ...یاد جوونی‌ و سوپر مارکت و جنس بردن در خونه‌ اینو اون ...یاد ویدئو هایی که هم باید زحمتشو بکشی هم باید خرجش کنی‌ یه قرون که ازش در نمیاد هیچ تازه شبکه هم پخششون نمی‌کنه چون توش مدل دختر نداره و لوس آنجلسی نیست ...یاد آهنگ هایی که خوندم هم شعرش هم ملودیش هم خرجش هم بدبختیش همش پای خودم بود بعد بخاطر پخش شدن تو شبکه آرمه آونگ زدم روش ..... یاد کنسرت مجانی واسه درومدن ویزا ...یاد اونایی که هیچ کودوم از اینرو نمیدوننو مسیج میدان برو بابا بچه سوسول با اون گوشوارهات ...یاد خیلی‌ چیزی دیگه که روم نمی‌شه بگم ...روز جمعه ۱۰ِ صبح تازه بیدار شدم از خواب و میبینم عجب دنیای نامردیه بعد همهٔ اینا هنوز هیچی‌ متعلق به خودم نیست
 

                                                                  

 

just tataloo

+ تاریخ سه شنبه نهم خرداد 1391 ساعت 20:27 نویسنده ashofteh |

 

                                     از زندگی ، از این همه تکرار خسته ام

                                     از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

                                     دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

                                     امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

                                     دلخسته سوی خانه ، تن خسته می کشم

                                     آه ... کزین حصار دل آزار خسته ام

                                    بیزارم از خموشی تقویم روی میز

                                    وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

                                     از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

                                    از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام

                                    تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید

                                     از حال من مپرس که بسیار خسته ام

                                

                                        

 

لبخند احمقانه ی این روزهایم از برج سال های دلتنگی افتاد و مرد!
                                                     
 
 
 
 
                                                 
 
اثری ماندگار از زنده یاد فریدون مشیری
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینة عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،

باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!

اما هیچ فکر کردین که اگر زنده یاد آقا فریدون خان مشیری
میخواست اون شعر معروف و محبوب “کوچه” رو امروزه بگه،چطوری می سرود؟

آخه امروز دیگه همه چی کامپیوتری شده و فکر کنم این مضمون بیشتر به دوره و زمونه ی فعلی میاد … شعر كــوچـــه !

بی تو Online شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم، دنبال ID ی تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم

وسط صفحه Room ،Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید

شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم

Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم

تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ

Windows و Hard و Mother Board
آریا دست برآورده به Keyboard

تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من بدنبال معنای کلامت

یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این Room نظر کن

Chat آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است

باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این Log Out ،Room کن

باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم

روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم

تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم

تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی. نرمیدم. نگسستم

Room ی از پایه فرو ریخت
Hacker ی Ignore تلخی زد و بگریخت

Hard بر مهر تو خندید
PC از عشق تو هنگید

رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم

نکنی دگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم

....................................................................

 
کاش من
کاش تو
کاش عاشق
کاش بودن، نبود

کاش باران
کاش بهاران
کاش ترانه
کاش هوای سرودن، نبود

کاش نقاشی
کاش رنگ
کاش نقش
کاش تو را کشیدن، نبود

عشق و من،عاشق بودن
باران و بهاران،ترانه سرودن
نقاشی و رنگ ،نقش تو را کشیدن
کاش دگر این آرزو در سر نبود
 
.............................................................
یک نفس با دوست بودن همنفس
آرزوی عاشقان این است وبس
واحه های دور دست دل کجاست
تا بیاساییم در خود یک نفس
واحه هایی گم که آنجا کس نیافت
رد پایی از نگاه هیچ کس
خسته ام از دست دلهایی چنین
پیش پا افتاده تر از خار و خس
ارتفاع بالها : سطح هوا
فرصت پرواز ها: سقف قفس
خسته از دل، خسته از این دست دل
ای خوشا دلهای دور از دسترس
قیصر امین پور
 
...........................................................
كاش خدا هم شبي در منزل دل ما ميهمان بود

سوء تفاهم نشه خدا صاحب خونمونه ولي كاش مي شد يه كم باهاش مهمون بازي كنيم
یکروز توهم چون نفس از سینه برآیی یکروز توهم خاطرت از من بزدایی
نقش نگهت حک شده برعمق نگاهم این رانتوانی که تو از من بربایی
عمریست که کابوس من این روزجداییست یک عمر عذابم که تو تاوان نتوانی
اشک است که ازدیده به راهت بفشانم جان است که بارفتنت از تن برهانی
ای کاش امانم ندهد مرگ خدایا درد وغم منرا نبود هیچ دوایی
 


 
+ تاریخ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ساعت 22:5 نویسنده ashofteh |